مقالات
طرح های تحقیقاتی
مجلات عضو
فهرست مقالات ( 4 ) مقاله :
نویسندگان: علی اکبر پورفتح الله , پروانه وثوق
کلیدواژه ها : نيتريك اكسايد - مونوسيت - لوسمي لنفوبلاستيك حاد
: 14207
: 15
: 0
ایندکس شده در :
سابقه و هدف: نيتريك اكسايد توسط سلول هاي مختلف از جمله مونوسيت توليد مي شود و نقش مهمي در دفاع غير اختصاصي دارد. علاوه بر نقش هاي متعدد فيزيولوژيك و پاتوفيزيولوژيك، نيتريك اكسايد داراي خاصيت ضد سرطاني نيز هست. با توجه به اينكه به نظر مي رسد بيماران مبتلا به لوسمي لنفوبلاستيك حاد داراي نوعي عدم تعادل و نقص در سيستم ايمني خود از جمله توليد نيتريك اكسايد هستند، لذا در اين مطالعه توليد نيتريك اكسايد توسط منوسيت هاي كودكان مبتلا به لوسمي لنفوبلاستيك حاد قبلا و بعد از درمان در گروه شاهد بررسي شد. مواد و روش ها: بدين منظور از 30 كودك مبتلا به لوسمي لنفوبلاستيك حاد قبل از شروع درمان و پس از پايان اولين دوره درماني و همچنين از 30 كودك سالم نمونه گيري خون محيطي به عمل آمد. سلول هاي منونوكلئر و سپس منوسيت ها از خون محيطي جدا شده و به مدت 24 ساعت در حضور مواد تحريك كننده و مهار كننده توليد نيتريك اكسايد كشت داده شدند. براي بررسي توليد نيتريك اكسايد، ميزان نيتريت كه شاخص توليد نيتريك اكسايد است در مايع رويي محيط كشت با روش گريس اندازه گيري شد. يافته ها: نتايج اين تحقيق نشان داد كه ميزان توليد نيتريك اكسايد قبل از درمان در مقايسه با گروه شاهد بيشتر است (P<0.0001). نتيجه گيري: عليرغم نقص در ايمني سلولي افراد مبتلا به لوسمي لنفوبلاستيك حاد، به نظر مي رسد كه توليد نيتريك اكسايد از مسير غير اختصاصي به وسيله مونوسيت دچار مشكل نمي شود و مي تواند نقش ضد سرطاني در اين بيماران داشته باشد.
نویسندگان: علی اکبر پورفتح اله, یوسف مرتضوی, سیدحسین یحیوی, مینا ایزدیار, محمدتقی ارزانیان, پروانه وثوق, الهام شاه قلی, گلاره خسروی پور, فریبا حق نژاددوشانلو, محمد فرانوش
کلیدواژه ها : بازآرايی ژنها - كلوناليتی - لوسمی لنفوبلاستی حاد
: 17830
: 14
: 0
ایندکس شده در :

سابقه و هدف: بازآرايي قطعات ژني در مسير تكاملي لنفوسيت هاي B و T تنوع زيادي در مولكولهاي زنجيره سبك (كاپا) و سنگين دارد. در لوسمي هاي لنفوئيد از نوع B-precursor ALL بازآرايي ژن زنجيره سنگين به عنوان شايعترين و بازآرايي ژن زنجيره سبك كاپا نيز در BP-ALL به ميزان نسبتا شايع گزارش شده است. هدف از مطالعه حاضر بررسي الگوي بازآرايي ژنهاي زنجيره سبك (كاپا) و سنگين ايمونوگلوبولين در ALL كودكان از نوع پيش سازهاي B توسط واكنش زنجيره پليمراز (PCR) مي باشد.

روش بررسي: در مطالعه تجربي حاضر 183 كودك با تشخيص اوليه ALL قبل از شروع درمان مورد بررسي قرار گرفتند. پس از ارزيابي مورفولوژي L2=%41) و (L1=%44 و ايمونوفنوتيپ تنها 140 بيمار با تشخيص B-precursor ALL براي مطالعه انتخاب شدند. پس از استخراج DNA آزمايش PCR به منظور تكثير منطقه خيلي متغير CDRIII) IgH و CDRI) وIgk با استفاده از پرايمرهاي مشترك انجام شد. محصولات PCR پس از آناليز هترودوپلكس والكتروفورز برروي ژل پلي آكريلاميد و رنگ آميزي نقره مورد بررسي قرار گرفت. آناليز آماري با برنامه نرم افزاري version 11.5) SPSS) انجام شد.

يافته ها : (%90.4) 114 نفر از بيماران داراي بازآرايي كلونال درژن IgH با استفاده از پرايمرهاي مشترك نواحي CDR-III و CDR-I بودند (منوكلونال %57.8، باي كلونال %34.9 و اوليگوكلونال %5.5). 4 بيمار از 9 بيمار مبتلا به (4/44%) TALL داراي بازآرايي كلونال IgH بودند. الگوي كلونال Igk-Kde در (%67) 59 بيمار از موارد BP-ALL وجود داشت (10% باي كلونال). بيشترين بازآرايي مربوط به گروه (25%) VKI و (%22.7) VKIII بود.

 نتيجه گيري: الگوي كلونال ژن IgH مشابه جوامع ديگر بود. استفاده توام از پرايمرهاي FRI و FR III در يك واكنش بصورت Multiplex PCR كه براي اولين بار گزارش مي شود علاوه بر افزايش تشخيص بازآرايي IgH، زمان رسيدن به نتيجه را كاهش داده و وجود بازآرايي را مي توان توسط هر دو تاييد كرده و از منفي كاذب جلوگيري نمود. الگوي كلونال Igk-Kde كمي بيش از گزارشهاي قبلي بوده و شايعترين بازآرايي (%25) VkI بود. هيچ ارتباط معني داري بين انواع مختلف بازآرايي و متغيرهاي كمي وجود نداشت.

نویسندگان: نرجس مهرور, جواد صابری نژاد, محمد فرانوش, پروانه وثوق
کلیدواژه ها :
: 13260
: 65
: 0
ایندکس شده در :

  سابقه و هدف: تالاسمي ماژور شايع ترين كم خوني ارثي در ايران محسوب مي شود. در اين بيماري به علت اختلال در سنتز زنجيره هاي گلوبيني در گلبول قرمز، اين گلبولها در جريان خون عمر طبيعي نداشته و به سرعت از بين مي روند. درمان اين بيماري تزريق خون منظم ماهانه است كه خود عوارض اجتناب ناپذيري داده كه مهمترين آنها افزايش بار آهن و رسوب آهن در ارگانهاي حياتي مثل قلب ، غدد درون ريز و كبد مي باشد. در اين مطالعه سعي شده تا ميزان شيوع مشكلات اختلال رشد و عدم بلوغ را در بيماران تالاسمي كشورمان با بررسي تعداد نمونه هاي بيشتر به منظور تشخيص زودرس و انجام اقدامات لازم درماني به طور دقيقتر تعيين كنيم.

  مواد و روشها: اين مطالعه يك مطالعه مقطعي – توصيفي بوده و تمام بيماران تالاسمي ماژور و اينترمديا مراجعه كننده به درمانگاه بيماران بزرگسال تالاسمي كه تحت پوشش سازمان انتقال خون ايران بوده را شامل شده. روش نمونه گيري ساده بوده. ابتدا آزمايشات غددي و برخي پارامترهاي لازم از پرونده بيماران استخراج شده و در نهايت آنهايي كه پرونده آنها از نظر آزمايشات كامل نبوده براي ايشان درخواست آزمايشات تكميلي شد. داده هاتوسط نرم افزار spss مورد تجزيه وتحليل قرار گرفتند.

  يافته ها: در مجموع 437 بيمار ، وضعيت بلوغ جنسي (Sexual Mutation Rate: SMR) در بين گروههاي مختلف سني ارزيابي گرديد. در مبتلايان به تالاسمي اينترمديا ، هيچ ارتباطي ميان گروههاي سني و تقسيم بندي SMR وجود نداش(09/0 = P ) ميانگين فريتين نيز در 5 گروه مختلف SMR تفاوت آماري معني داري با يكديگر نداشتند(6/0= P ) در بيماران مبتلا به تالاسمي ماژور ، ارتباط آماري معني داري بين گروه هاي سني مختلف و تقسيم بندي SMR مشاهده گرديد.

  نتيجه گيري: آنچه كه از مقايسه اين مطالعه و ساير مطالعاتي كه در داخل و خارج كشور در مورد مشكلات اختلال رشد و عدم بلوغ جنسي در بيماران تالاسمي صورت گرفته اين است كه از نظر شيوع تا حدي مشابه آمار ساير مطالعات هستيم.

نویسندگان: بیژن پورمستدام, رامک روحی پور معلائی, مهدی نیلی احمدآبادی, هرمز شمس, فریبا قاسمی, مرتضی مواسات, پروانه وثوق, زهرا اعلمی هرندی
کلیدواژه ها :
: 9544
: 0
: 0
ایندکس شده در :