مقالات
طرح های تحقیقاتی
مجلات عضو
فهرست مقالات ( 4 ) مقاله :
نویسندگان: منصوره حقیقی, رضا حاجیحسینی, پروانه وثوق, راهب قربانی , وحید فلاحآزاد, امیر عباس هدایتیاصل, مهین بهزادی, یاسمین هنربخش، محمدعلی فاضلی،رخسانه زنگوئی غلامرضا محمدی ، فرحناز قهرمانفرد
کلیدواژه ها : پروتئين C - پروتئين S - آنتي ترومبين III - الآسپارژيناز - زمان خونروي - لوسمي لنفوبلاستيك حاد
: 19456
: 137
: 0
ایندکس شده در :

  سابقه و هدف: لوسمي لنفوبلاستيك حاد ( Acute lymphoblastic leukemia, ALL )، شايعترين بدخيمي در كودكان و نوجوانان است. الآسپارژيناز ( L.ASP ) يكي از داروهايي است كه در درمان بيماران مبتلا به ALL استفاده ميشود. ال-آسپارژيناز (L-asparginase, L-ASP) با مهار توليد برخي از پروتئينهاي انعقادي،سبب اختلال در انعقاد طبيعي ميگردد. در اين مطالعه تاثير L.ASP بر پروتئينهاي ضد انعقاد طبيعي (پروتئين C ، پروتئين S ، آنتيترومبين III ) و بر عملكرد پلاكت بررسي ميگردد.

  مواد و روشها: مطالعه حاضر يك مطالعه قبل و بعد است كه بر روي 41 بيمار مبتلا به ALL مراجعهكننده به بيمارستان محك صورت گرفت. قبل و بعد از تزريق داروي L.ASP از بيماران زمان خونروي ( Bleeding Time, BT ) بر اساس روش Ivy method به عمل ميآمد و عملكرد فعاليت پروتئين C ، پروتئين S به روش توربيدومتري و فعاليت آنتيترومبين III به روش كروموژنيك اندازهگيري شد.

  يافتهها: 8/48% كودكان دختر بودند. ميانگين (± انحراف معيار) سن كودكان 2/7±0/4 سال بوده است.ميانگين پروتئين C و آنتيترومبين III و BT بعد از مداخله با داروي L.ASP به طورمعنيداري كاهش يافت، ولي در پروتئين S كاهش معنيدار نبود. در هيچكدام از بيماران فوق علائمي به نفع ترومبوز مشاهده نگرديد.

  نتيجهگيري: نتايج نشان داد داروي L.ASP منجر به كاهش پروتئينهاي انعقادي (به استثناي پروتئين S ) ميشود كه اين كاهش به همراه عوامل ديگر ژنتيكي ميتواند منجر به ترومبوز در بعضي از بيماران مبتلا به ALL در هنگام درمان القايي شود.

  

نویسندگان: علی اکبر پورفتح الله , پروانه وثوق
کلیدواژه ها : نيتريك اكسايد - مونوسيت - لوسمي لنفوبلاستيك حاد
: 13282
: 15
: 0
ایندکس شده در :
سابقه و هدف: نيتريك اكسايد توسط سلول هاي مختلف از جمله مونوسيت توليد مي شود و نقش مهمي در دفاع غير اختصاصي دارد. علاوه بر نقش هاي متعدد فيزيولوژيك و پاتوفيزيولوژيك، نيتريك اكسايد داراي خاصيت ضد سرطاني نيز هست. با توجه به اينكه به نظر مي رسد بيماران مبتلا به لوسمي لنفوبلاستيك حاد داراي نوعي عدم تعادل و نقص در سيستم ايمني خود از جمله توليد نيتريك اكسايد هستند، لذا در اين مطالعه توليد نيتريك اكسايد توسط منوسيت هاي كودكان مبتلا به لوسمي لنفوبلاستيك حاد قبلا و بعد از درمان در گروه شاهد بررسي شد. مواد و روش ها: بدين منظور از 30 كودك مبتلا به لوسمي لنفوبلاستيك حاد قبل از شروع درمان و پس از پايان اولين دوره درماني و همچنين از 30 كودك سالم نمونه گيري خون محيطي به عمل آمد. سلول هاي منونوكلئر و سپس منوسيت ها از خون محيطي جدا شده و به مدت 24 ساعت در حضور مواد تحريك كننده و مهار كننده توليد نيتريك اكسايد كشت داده شدند. براي بررسي توليد نيتريك اكسايد، ميزان نيتريت كه شاخص توليد نيتريك اكسايد است در مايع رويي محيط كشت با روش گريس اندازه گيري شد. يافته ها: نتايج اين تحقيق نشان داد كه ميزان توليد نيتريك اكسايد قبل از درمان در مقايسه با گروه شاهد بيشتر است (P<0.0001). نتيجه گيري: عليرغم نقص در ايمني سلولي افراد مبتلا به لوسمي لنفوبلاستيك حاد، به نظر مي رسد كه توليد نيتريك اكسايد از مسير غير اختصاصي به وسيله مونوسيت دچار مشكل نمي شود و مي تواند نقش ضد سرطاني در اين بيماران داشته باشد.
نویسندگان: آمنه صفرزاده, طاهره بریری, کبری باغبان, مجتبی حمیدی فرد, پروانه وثوق, پروین صفوی, غلامرضا روشندل
کلیدواژه ها :
: 14823
: 17
: 0
ایندکس شده در :
زمینه و هدف: پره اکلامپسی از عوارض عمده بارداری محسوب می شود و یکی از سه علل اصلی مرگ و میر مادران به شمار می رود. لذا این مطالعه با هدف بررسی رابطه پره اکلامپسی با فصل و عوامل خطر زای آن در زنان 45-15 ساله انجام شد.روش بررسی: نمونه های مورد مطالعه با بررسی پرونده های موجود در بایگانی زایشگاه قدس زاهدان طی سال های 1386-1383 تعداد 2488 زن باردار با تشخیص پره اکلامپسی که واجد شرایط پژوهش بودند (سن 45-15 سال و حاملگی اول الی سوم) انتخاب شدند. 2488 زن باردار نیز به عنوان گروه فاقد پره اکلامپسی (شاهد) انتخاب شدند که از نظر سن و تعداد حاملگی با گروه مبتلا همسان بودند. اطلاعات از طریق پرسشنامه جمع آوری و به کمک آزمون های کای دو تجزیه و تحلیل گردید.یافته ها: نتایج این مطالعه نشان داد ارتباط معنی داری بین پره اکلامپسی و فصل وجود دارد، به طوری که با شروع فصل بهار پره اکلامپسی به تدریج افزایش پیدا کرده و در پاییز به یک افزایش ناگهانی می رسد و در زمستان کاهش ناگهانی پیدا می کند (001/0P&lt;). مهمترین عوامل در بروز پره اکلامپسی به ترتیب فشار خون، دیابت و سابقه قبلی پره اکلامپسی بود.نتیجه گیری: افزایش شیوع پره اکلامپسی با فصل در ارتباط می باشد پس ممکن است بتوان در فصولی از سال که پره اکلامپسی از بروز بیشتری برخوردار است، با اقدامات پیشگیرانه و درمانی بموقع و آموزش همگانی زنان باردار در مراقبت های پره ناتال از عوارض جدی که مادر و جنین را مورد مخاطره قرار می دهد کاست.
نویسندگان: علی اکبر پورفتح اله, یوسف مرتضوی, سیدحسین یحیوی, مینا ایزدیار, محمدتقی ارزانیان, پروانه وثوق, الهام شاه قلی, گلاره خسروی پور, فریبا حق نژاددوشانلو, محمد فرانوش
کلیدواژه ها : بازآرايی ژنها - كلوناليتی - لوسمی لنفوبلاستی حاد
: 15807
: 14
: 0
ایندکس شده در :

سابقه و هدف: بازآرايي قطعات ژني در مسير تكاملي لنفوسيت هاي B و T تنوع زيادي در مولكولهاي زنجيره سبك (كاپا) و سنگين دارد. در لوسمي هاي لنفوئيد از نوع B-precursor ALL بازآرايي ژن زنجيره سنگين به عنوان شايعترين و بازآرايي ژن زنجيره سبك كاپا نيز در BP-ALL به ميزان نسبتا شايع گزارش شده است. هدف از مطالعه حاضر بررسي الگوي بازآرايي ژنهاي زنجيره سبك (كاپا) و سنگين ايمونوگلوبولين در ALL كودكان از نوع پيش سازهاي B توسط واكنش زنجيره پليمراز (PCR) مي باشد.

روش بررسي: در مطالعه تجربي حاضر 183 كودك با تشخيص اوليه ALL قبل از شروع درمان مورد بررسي قرار گرفتند. پس از ارزيابي مورفولوژي L2=%41) و (L1=%44 و ايمونوفنوتيپ تنها 140 بيمار با تشخيص B-precursor ALL براي مطالعه انتخاب شدند. پس از استخراج DNA آزمايش PCR به منظور تكثير منطقه خيلي متغير CDRIII) IgH و CDRI) وIgk با استفاده از پرايمرهاي مشترك انجام شد. محصولات PCR پس از آناليز هترودوپلكس والكتروفورز برروي ژل پلي آكريلاميد و رنگ آميزي نقره مورد بررسي قرار گرفت. آناليز آماري با برنامه نرم افزاري version 11.5) SPSS) انجام شد.

يافته ها : (%90.4) 114 نفر از بيماران داراي بازآرايي كلونال درژن IgH با استفاده از پرايمرهاي مشترك نواحي CDR-III و CDR-I بودند (منوكلونال %57.8، باي كلونال %34.9 و اوليگوكلونال %5.5). 4 بيمار از 9 بيمار مبتلا به (4/44%) TALL داراي بازآرايي كلونال IgH بودند. الگوي كلونال Igk-Kde در (%67) 59 بيمار از موارد BP-ALL وجود داشت (10% باي كلونال). بيشترين بازآرايي مربوط به گروه (25%) VKI و (%22.7) VKIII بود.

 نتيجه گيري: الگوي كلونال ژن IgH مشابه جوامع ديگر بود. استفاده توام از پرايمرهاي FRI و FR III در يك واكنش بصورت Multiplex PCR كه براي اولين بار گزارش مي شود علاوه بر افزايش تشخيص بازآرايي IgH، زمان رسيدن به نتيجه را كاهش داده و وجود بازآرايي را مي توان توسط هر دو تاييد كرده و از منفي كاذب جلوگيري نمود. الگوي كلونال Igk-Kde كمي بيش از گزارشهاي قبلي بوده و شايعترين بازآرايي (%25) VkI بود. هيچ ارتباط معني داري بين انواع مختلف بازآرايي و متغيرهاي كمي وجود نداشت.