مقالات
طرح های تحقیقاتی
مجلات عضو
فهرست مقالات ( 4 ) مقاله :
نویسندگان: سیامک اکبرزاده, علی احدیان, پروانه وثوق
کلیدواژه ها : retinoblastoma - intraocular tumor - systemic chemotherapy - carboplatin
: 9086
: 0
: 0
ایندکس شده در :

Purpose: To evaluate the results of combined chemotherapy and periocular carboplatin injection to control advanced intraocular retinoblastoma (Rb).

Methods: In this prospective interventional case-series, we included 8 eyes of 8 patients with advanced intraocular Rb (group C or D in International Intraocular Retinoblastoma Classification, IIRC). In these patients, periocular carboplatin was injected as a primary adjuvant therapy combined with chemotherapy (VEC regimen) or as a secondary treatment in patients who had recurrent disease or did not respond to primary chemotherapy and local modalities. All patients were examined under anesthesia (EUA) and fundus photography was done by Ret–cam before treatment. Fifteen miligrams of carboplatin was injected into subconjunctival or subtenon space in 3-4 weeks interval.

Results: Eight eyes of eight patients were enrolled. Five patients were male and three patients were female. Mean age of patients at the time of treatment was 34 months and the mean duration between initial presentation of Rb and beginning of treatment was 7.5 months. Mean injection of periocular carboplatin in each eye was 3.1 times. Past medical history in our patients before starting of this treatment included: External Beam Radiotherapy (EBRT) in 3 eyes, cryotherapy in 4 eyes, transpupillary thermotherapy (TTT) in 4 eyes and brachytherapy in 2 eyes. Four eyes were in group C and four eyes were in group D. In 3 patients carboplatin was injected as primary treatment and in five patients it was injected for tumor recurrence following initial treatment failure or relapse. Three patients had vitreous, one had sub-retinal and remaining four had both vitreous and sub-retinal seeding. The degree of seeding was low in two patients, moderate in two patients and severe in four patients. At the end of study, tumor was regressed in six eyes (75%), relapsed in one (12.5%) and recurred in another (12.5%). In both eyes with relapsed and recurrent tumors, enucleation was done.

Conclusion: Combined chemotherapy and periocular carboplatin injection as well as focal treatment may be an effective method to control advanced intraocular Rb.

 

Iranian Journal of Ophthalmology 2008;20(1):16-19
نویسندگان: جواد صابری نژاد, نرحس مهرور, محمد فرانوش, پروانه وثوق
کلیدواژه ها : تالاسمي - هيپوتيروئيديسم - هيپوپاراتيروئيديسم
: 9028
: 71
: 0
ایندکس شده در :

  چكيد ه

  سابقه و هدف

  تالاسمي ماژور شايعترين كم خوني ارثي در ايران محسوب ميشود. در اين بيماري به علت اختلال در ساخت زنجيرههاي گلوبيني در گلبول قرمز، اين گلبولها در جريان خون عمر طبيعي نداشته و به سرعت از بين ميروند. درمان اين بيماري، تزريق خون منظم ماهانه است كه خود سبب عوارض اجتناب ناپذيري ميشود. مهمترين عوارض، افزايش بار آهن و رسوب آهن در ارگانهاي حياتي مثل قلب، غدد درونريز و كبد ميباشد. در اين مطالعه سعي شده تا ميزان فراواني و مشكلات هيپوتيروئيدي و هيپوپاراتيروئيدي در بيماران تالاسمي كشور، با بررسي تعداد نمونههاي بيشتر به منظور تشخيص زودرس و انجام اقدامات لازم درماني به طور دقيقتر تعيين شود.

  مواد وروشها

  اين مطالعه يك مطالعه مقطعي ـ توصيفي بود. 437 بيمار تالاسمي ماژور و اينتر مديا مراجعه كننده به درمانگاه بيماران بزرگسال تالاسمي كه تحت پوشش سازمان انتقال خون ايران ميباشد وارد مطالعه شدند. روش نمونهگيري سرشماري بود. ابتدا آزمايشهاي غددي و برخي پارامترهاي لازم از پرونده بيماران استخراج شد و براي كساني كه پرونده آنها از نظر آزمايشها كامل نبود، درخواست آزمايشهاي تكميلي شد. يافتهها توسط آزمون آماري كايدو( Chi-square ) و با استفاده از نرمافزار 5/11 SPSS مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت.

  يافتهها

  از مجموع 437 بيمار مبتلا به تالاسمي، 10 نفر(2/2%) مبتلا به هيپوتيروئيديسم و 1 نفر مبتلا به هيپوپاراتيروئيديسم بودند. اين در حالي است كه 80% از مبتلايان به هيپوتيروئيديسم و 1 نفر بيمار مبتلا به هيپوپاراتيروئيديسم، از بيماران تالاسميك ماژور بودند. ميانگين فريتين در دو گروه مبتلا و غير مبتلا به هيپوتيروئيديسم تفاوت معنيداري نداشت.

  نتيجه گيري

  از مقايسه اين مطالعه و ساير مطالعاتي كه در داخل و خارج كشور در مورد مشكلات هيپوتيروئيدي و هيپوپاراتيروئيدي در بيماران تالاسمي صورت گرفته مشخص ميشود از نظر وضعيت هيپوتيروئيدي در بيماران تالاسمي، آمار كشور ما كمتر از ساير مطالعات است.

  كلمات كليدي : تالاسمي، هيپوتيروئيديسم، هيپوپاراتيروئيديسم

نویسندگان: سید حسین یحیوی, خدیجه ارجمندی رفسنجانی, شهلا انصاری دماوندی, یوسف مرتضوی, پروانه وثوق, غلامرضا باهوش, گلاره خسرویپور, مینا ایزدیار, الهام شاهقلی, محمد فرانوش, ابوالفضل یوسفیان, فریبا حقنژاد دوشانلو
کلیدواژه ها : بازآرايي ژنها - حداقل بيماري باقيمانده - لوسمي لنفوبلاستي حاد
: 15476
: 26
: 0
ایندکس شده در :

  چكيد ه

  سابقه و هدف

  بازآرايي قطعات ژني مختلف متغير( V )، تنوع( D )، اتصال( J ) و ثابت( C ) تنوع زيادي را در IgH و Ig k ايجاد ميكند و منجر به تشكيل تواليهاي اختصاصي ميگردد كه براي هر سلول يا كلون خاص است. در لوسميهاي لنفوبلاستي نيز بازآرايي مشابه سلولهاي طبيعي در ژنهاي IgH و Ig k ايجاد ميگردد كه ميتواند به عنوان شاخص كلوناليتي و ارزيابي MRD مورد استفاده قرار گيرد. هدف از مطالعه حاضر بررسي الگوي بازآرايي ژنهاي IgH ، Ig k در ALL كودكان از نوع پيشسازهاي B توسط PCR به منظور پيگيري MRD پس از شروع درمان ميباشد.

  مواد وروشها

  در مطالعه آيندهنگر حاضر 183 كودك با تشخيص اوليه لوسمي حاد قبل از شروع درمان بررسي شدند. پـس از ارزيابـي مـرفولـوژي(% 41: 2 L ؛ % 44: 1 L ) و ايمـونوفنوتيپ، تنها 140 بيمار با تشخيص B-precursor ALL براي مطالعه انتخاب شدند كه 3/53% جمعيت را پسران و 7/46% را دختران(14/1: M/F ) با ميانگين سني 6/63 ماه(حداقل: 6 ماه و حداكثر 156 ماه) ابتلا تشكيل ميدادند. سلولهاي تك هستهاي كه بلاستها را نيز شامل ميشد در زمان تشخيص، روز 14، روز 28(انتهاي درمان القايي)، 45 روز تا 3 ماه، 3 تا 6 ماه و 6 تا 12 ماه پس از شروع درمان بيماران پس از ارزيابي مرفولوژي با گراديان غلظتي جدا شدند. پس از استخراج DNA ، آزمايش PCR به منظور تكثير منطقه خيلي متغير ژن IgH ( CDR-3 & 1 ) و Ig k ( V k I-IV/ Kde ) با استفاده از آغازگرهاي مشترك انجام شد. محصولات PCR پس از آناليز هترودوپلكس و الكتروفورز بر روي ژل پليآكريلاميد و رنگآميزي نقره مورد بررسي قرار گرفته و پس از تعيين توالي جهت تاييد با تواليهاي مشابه در بانك ژني مقايسه شدند. آناليز آماري با برنامه نرمافزاري 5/11 SPSS انجام شد.

  يافتهها

  114 نفر(5/90%) از بيماران داراي بازآرايي كلونال در ژن IgH با استفاده از آغازگرهاي مشترك نواحي CDR-III و CDR-I بودند(منوكلونال 8/57%، بايكلونال 9/34% و اوليگوكلونال 5/5%). الگوي كلونال Ig k -Kde در 59(67%) بيمار از موارد BP-ALL وجود داشت(10% بايكلونال). با توجه به ارزيابي مرفولوژي معمول حدود 92% از بيماران در فازهاي ارزيابي شده در رميسيون كامل بودند. MRD مثبت با استفاده از بازآراييهاي ژني از بيش از 90%، به 20% با درمان در فازهاي مختلف تعريف شده كاهش پيدا كرد. از چهار بيماري كه در زمان پيگيري عود كردند 3 نفر MRD مثبت بوده و به جز يك بيمار همگي در رميسيون كامل باليني بودند.

  نتيجه گيری

  الگوي بازآرايي ژني و مثبت شدن MRD در فازهاي پس از درمان قابل مقايسه با موارد گزارش شده قبلي يا بيشتر از آن است و اين اختلاف به دليل اختلاف در روش، DNA و شاخصهاي مورد ارزيابي است. با توجه به نتايج حاصل ميتوان از اين شاخصها در تشخيص كلوناليتي و ارزيابي MRD استفاده كرد.

  كلمات كليدي : بازآرايي ژنها، حداقل بيماري باقيمانده، لوسمي لنفوبلاستي حاد

نویسندگان: منصوره حقیقی, رضا حاجیحسینی, پروانه وثوق, راهب قربانی , وحید فلاحآزاد, امیر عباس هدایتیاصل, مهین بهزادی, یاسمین هنربخش، محمدعلی فاضلی،رخسانه زنگوئی غلامرضا محمدی ، فرحناز قهرمانفرد
کلیدواژه ها : پروتئين C - پروتئين S - آنتي ترومبين III - الآسپارژيناز - زمان خونروي - لوسمي لنفوبلاستيك حاد
: 21956
: 137
: 0
ایندکس شده در :

  سابقه و هدف: لوسمي لنفوبلاستيك حاد ( Acute lymphoblastic leukemia, ALL )، شايعترين بدخيمي در كودكان و نوجوانان است. الآسپارژيناز ( L.ASP ) يكي از داروهايي است كه در درمان بيماران مبتلا به ALL استفاده ميشود. ال-آسپارژيناز (L-asparginase, L-ASP) با مهار توليد برخي از پروتئينهاي انعقادي،سبب اختلال در انعقاد طبيعي ميگردد. در اين مطالعه تاثير L.ASP بر پروتئينهاي ضد انعقاد طبيعي (پروتئين C ، پروتئين S ، آنتيترومبين III ) و بر عملكرد پلاكت بررسي ميگردد.

  مواد و روشها: مطالعه حاضر يك مطالعه قبل و بعد است كه بر روي 41 بيمار مبتلا به ALL مراجعهكننده به بيمارستان محك صورت گرفت. قبل و بعد از تزريق داروي L.ASP از بيماران زمان خونروي ( Bleeding Time, BT ) بر اساس روش Ivy method به عمل ميآمد و عملكرد فعاليت پروتئين C ، پروتئين S به روش توربيدومتري و فعاليت آنتيترومبين III به روش كروموژنيك اندازهگيري شد.

  يافتهها: 8/48% كودكان دختر بودند. ميانگين (± انحراف معيار) سن كودكان 2/7±0/4 سال بوده است.ميانگين پروتئين C و آنتيترومبين III و BT بعد از مداخله با داروي L.ASP به طورمعنيداري كاهش يافت، ولي در پروتئين S كاهش معنيدار نبود. در هيچكدام از بيماران فوق علائمي به نفع ترومبوز مشاهده نگرديد.

  نتيجهگيري: نتايج نشان داد داروي L.ASP منجر به كاهش پروتئينهاي انعقادي (به استثناي پروتئين S ) ميشود كه اين كاهش به همراه عوامل ديگر ژنتيكي ميتواند منجر به ترومبوز در بعضي از بيماران مبتلا به ALL در هنگام درمان القايي شود.